She doesn't know
but i have seen the moon in her eyes
and it's so elegant
her eyes lighting up the moon
برچسب:
نویسنده: امیر نصیری
برچسب:
نویسنده: امیر نصیری
there is an old woman waking up to the noise kids are making out on the street.
an old man is looking for his teeth
a mom cow is trying to figure out how to cross a river with her baby calf
a bunch of performers are taking their final big breaths before the show
a baby fox was just bo
a bus is moving through space and time
and the old woman shouts; "your teeth are in the bowl under the bed. We do that so that you dont mistake it for drinking water."
برچسب:
نویسنده: امیر نصیری
برچسب:
نویسنده: امیر نصیری
تمامم را در سکون رها کنم
و سکوتی هیجان انگیز
فرا بگیردم
سکوتی خوش طنین
چند ثانیه با چشمهایت سماع برقصم
با لبانت تانگویی تنگاتنگ
با دستانت سراسر پیکرم
سراسر این مجسمه را
عشق کنم
و همانجا بمانم
م.ر
برچسب:
نویسنده: امیر نصیری
برچسب:
نویسنده: امیر نصیری
برچسب:
نویسنده: امیر نصیری
حرفم تمام شده اما نمی روم
از این به بعد
اصلن من، لال
من، گیج
من، مانعِ عبور
من، تو
من مجسمه ی زمختِ سرنوشت
که هیچ احساسی را انتقال نمی دهد
و دور کمرش، ریسمانِ واژگونی از اول بسته است
من اما نمی روم
بی دلیل
بی نفس
بی رمق
بی خودم
بی خودآ
اینجا، روبروی تو می ایستم
ترس از نبودن، برای مجسمه ی با شکوهی چون من، ننگ است
ننگ
برچسب:
نویسنده: امیر نصیری
برچسب:
نویسنده: امیر نصیری
برچسب:
نویسنده: امیر نصیری
برچسب:
نویسنده: امیر نصیری
گفته بودم:
زخم را بِکَنی، جاش می ماند
گفته بودم، نه؟
گفته بودم:
من و تو ، ما نیست، من و آن است
به خودآ تهِ این رَه، سرِ سودای دگران ست
قدمت سخت کن، وَ برو
گفته بودم، نه؟
احتیاطن این یکی را هم بشنو:
من و آن ده انگشت
من و آن سردیِ آغوش
من و آن دردِ خموش
من و آن نطقِ غم اندودِ بهاری که به حق بود
هر چه گفتیم
غلط بود
غلط بود...
برچسب:
نویسنده: امیر نصیری
ما از یک همکلاسی قدیمی مان که الان دندان پزشکی (طب الاسنان) می خواند در مورد دندان عقل پرسیدیم. ایشان هم بدون این که یک بار از واژه ی"عقل" استفاده کند توضیح مفصلی درین مورد داد. حتا گفت که چرا مردم ازین واژه استفاده می کنند.
نکته: چیزی که اکثریت ملت می گویند می تواند نادرست باشد. بروم و از اهلش بپرسم بهتر است. وگرنه تا آخر عمر فکر می کنم بی عقلم. :)
برچسب:
نویسنده: امیر نصیری
این که راه می روم اما
نشانه ی خوبی ست
که به "هستی" نزدیک تر می شوم
و با هم به صفحه ی بیست و پنج پا خواهیم گذاشت
برچسب:
نویسنده: امیر نصیری